![]() |
|||||||||||
|
|
متن سخنرانی آقای حسن شرفی، معاون دبیرکل PDKIدر گردهمایی سازمانهای سیاسی ایرانی در پارلمان اروپا
16.06.2010 آقای حسن شرفی، معاون دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در سمینار ویژهای که در پاریس برگزار شد، طی سخنانی به تحلیل مسائل پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و بیان دیدگاهها و مواضع حزب در این زمنیه پرداخت. متن این سخنرانی به شرح زیر است:
آقای رئیس خانمها، آقایان دوستان گرامی در کلام نخست شایسته می دانم که از برگزارکنندگان این نشست تشکر نمایم. به روان شهدای راه آزادی ایران درود بفرستم وبه شهامت و شجاعت مردم ایران در خلال 31 سال مبارزه علیه جمهوری اسلامی ارج نهم.
31 سال زمامداری جمهوری اسلامی از جمله تاریک و تلخ ترین دورانی است که بر ایران و ایرانیان گذشته است. این رژیم بر ایدئولوژی مذهبی خاصی بنیان شده که با دمکراسی، حقوق بشر، مساوات وعدالت هیچ سنخیتی ندارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی از همین ایده واپسگرا نشات گرفته که منشا تبعیض و بی عدالتی میان پیروان ادیان، مذاهب، ملیتها، زن و مرد دیگر موارد است.
اگر به سبب قلت وقت این امکان مقدور نباشد که تاریخ اغشته بخون 31 سالهی ایران تحت سلطه رژیم ولایت فقیه را ورق بزنیم و تنها به یک سال اخیر بپردازیم می بینیم که آنچه از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بر آمد صحت این حقیقت را بیشتر نمایان ساخت که انتخابات در جمهوری اسلامی از محتوای واقعی و دمکراتیک آن تهی است.
زیراکه نیمی از جمعیت ایران که زنان هستند عملا از دستیابی به چنین منصبی باز داشته شدهاند و حق کاندیداتوری از پیروان ادیان غیر اسلام سلب شده است و در میان پیروان اسلام نیز پیروان اهل تسنن از چنین حقی محروماند . در میان پیروان اهل تشیع نیز تنها باورمندان به ولایت فقیه ظاهرا از حق کاندیداتوری برخوردارند که آنان نیز به زحمت و از هر چند صد کاندیداتورتنها یک نفرتایید صلاحیت خواهد شد. بر همین اساس است که بخش وسیعی از ایرانیان از شرکت در چنین انتخاباتی امتناع می جویند مضافا براینکه دریافتهاند که تغییر و تعویض عناصر رژیم تاثیری بر تامین حداقل حقوق و آزادیهای مردم ندارد و این عملاء تجربه شده است. در انچه که سال گذشته بعنوان انتخابات برگزار شد تنها چهار کاندیداتور صلاحیتشان از سوی رژیم مورد تایید قرار گرفت. با این حال دخالت بیت رهبری و نهادهای وابسته با دست بردن در صندوقهای رای، رای دهندگان را حتی از انتخاب میان چهار کاندیدای مورد تائید رژیم نیز محروم کرد.
این بود که حرکتهای اعتراضی ابتداء به نتایج اعلام شده انتخابات شکل گرفت و بتدریخ با فوران خشم فرو خورده و 31 سالهی مردم از رژیم جمهوری اسلامی به حرکتی علیه کلیت رژیم با شعارهای ساختار شکنانه تبدیل گردید.
رفتار رژیم با ناراضیان و تظاهرکنندگان، گرچه این اعتراضات در شکل آرام آن صورت گرفت، چنان خشن و خون آلود بود که اگر سریع و به صورت تصویری به افکار عمومی جهانیان منتقل نمی شد شاید اغراق امیز تصور می شد، کشتار در خیابان ها، اعدام در زندانها تجاوز و شکنجه، دستگیری و زندانی نمودن ناراضیان آن هم در ابعاد وسیع، ماهیت جمهوری اسلامی را آنچنان که هست روشن تر به تصویر کشید.
این حرکتهای اعتراضی چه تحت عنوان سبز انتخاباتی و چه بخش آزادیخواهی آن ضمن ارج نهادن به فداکاری همهی معترضین ومبارزین، به دو سبب، مقطعی و موقتا به سکوت وا داشته شد. یکی خشونت و بی رحمی های رژیم و تهدیدهای اقتدار گرایان اصلی رژیم نسبت به کاندیداتورهای معترض و هوادارانشان که توام با اجرا و عمل بود و دیگری شعارهای آزادیخواهانه و ساختار شکنانهای که کلیت رژیم را هدف قرار گرفته بود، چیزی که بهمان اندازه که به مذاق رژیم تلخ بود به مذاق دو کاندیدای معترض که هدفشان ماندگاری رژیم و وفاداری به آرمانهای خمینی و قانون اساسی رژیم بود ناگوار و ناخوشایند بود. این آقایان در چنین شرایطی نه امکان بازگشت سریع و پشت سر ولایت فقیه قرار گرفتن را داشتند نه توان، اراده و تمایل به ادامه حرکت با شعارهای آزادیخواهانه مردم را در خود سراغ داشتند. بنابراین برای حزب دمکرات کردستان ایران چنین سکوت موقت و مقطعی قابل پیشبینی بود. همچنین قابل پیش بینی بود که در این مقطع رژیم دامنهی سرکوب را گستردهتر و شدت عمل نسبت به مردم ناراضی را فزونتر خواهد کرد. چیزی که در چند ماه اخیر از موج اعدام ها، دستگیری و شکنجه ها شاهد آن بودیم.
اگر این حرکت ها موقتا مسکوت است خشم و نفرت مردم از رژیم رو به فزونی است و سر بر کشیدن مجدد این حرکتها و مبارزه علیه رژیم امری حتمی و قطعی است. لیکن در چنین شرایطی جهت مؤثرتر واقع شدن مبارزه، تلاش و ضرورت در رفع نقایص حرکتهای سال گذشته امری انکار ناپذیر است.
از نقایص حرکتهای سال گذشته آنچه که به سبز انتخاباتی که دو کاندیدای معترض در رهبری آن بودند بر می گردد بر این باور بودند که همان گونه که رژیم متعلق به آنهاست اعتراض به عملکرد نادرست رژیم نیز در انحصار آنان است و آزادیخواهان را اجانب دانسته و از مشارکت در آن برحذر می داشتند به گونهای که بارها به هواداران خود توصیه کردند که ضد انقلاب را به صفوفشان راه ندهند، چیزی که رژیم در خلال 31 سال گذشته به مبارزین راه آزادی و دمکراسی اطلاق کرده است.
دیگر آن که رهبران سبز انتخاباتی نه کارنامهی مثبتی داشتند که اعتماد آزادیخواهان را جلب نمایند نه برنامهی روشنی که متضمن حداقل خواستههای بیشتر مردم و ملیتهای ایرانی باشد و این موجب شد که این حرکتها از تهران و چند شهر دیگر فراتر نرود و فراگیر نشود.
حال چه باید کرد؟ در سوگ شهدا نشستن و به گرامیداشت خاطرهاشان قناعت کردن و فداکاری های مردم ناراضی را ارج نهادن یا پاداش جان باختن شهدا و فداکاریهای مبارزین را با ادامه راهشان و تلاش در جهت تحقق آرمانهای آزادیخواهی شان پاسخ گوئیم. اگر پاسخ دومی است، باید این حقیقت را نیز پذیرا باشیم که هیچ کس، حزب یا سازمانی به تنهائی قادر به انجام رسالتی نیست که سرانجامش تحقق آزادی و دمکراسی برای مردم ایران باشد. بنابراین راه منتهی به دمکراسی واقعی این است که گسیختگی ها را به همبستگی و بی اعتمادی ها را به اعتماد تبدیل نمائیم. ایران را متعلق به همه ایرانیان بدانیم و واقعیت های موجود ایران را با تنوعات ملی و دینی و مذهبی آن را آن گونه که هست قبول کنیم، همگرایی را با "همه با من بودن" اشتباه نگیریم و بر این اساس برنامهای دمکراتیک ارائه نمائیم که در برگیرنده خواستههای اصلی و سیاسی مردم و ملیتهای ایرانی باشد تا زمینهی فراگیر شدن جنبش فراهم گردد و هدایت چنین جنبشی را به باورمندان به دمکراسی به مفهوم واقعی آن با توان ادامه کار و پابرجائی سپرد. این حقیقت را هرگز از نظر دور نداریم که در چهارچوب جمهوری اسلامی امکانی برای تغییر به سود دمکراسی و رعایت حقوق بشر وجود ندارد. آب شیرین نزاید از چشمه شور.
چنین همگرایی اگر سهل نیست نا ممکن هم نیست. اعتصاب عمومی که به دنبال قتل 5 آزادیخواه در کردستان و به دعوت احزاب کرد در 23ی اردیبهشت ماه امسال انجام گرفت و همگامی وهمکاریهایی که در خارج کشور از سوی بیشتر سازمانها، نهادها، احزاب و هم میهنانمان در کشورهای مختلف علیه جمهوری اسلامی ایران و در اعتراض به این جنایت رژیم صورت پذیرفت نشان و نوید از امکان تحقق چنین امر خطیری می دهد.
رژیم به لحاظ داخلی از حداقل حمایت مردم برخوردار است و حداکثر خشونت را اعمال می نماید.به لحاظ سیاست خارجی با توجه به شرایطی که رژیم با بحرانآفرینی خود در آن قرار گرفته است به ویژه با تصویب قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد وضعیت دشوارتری را باید متحمل شود. در چنین شرایطی این همگرایی و ارائه برنامهی مورد اشاره ضرورت خود را بیش از پیش نشان می دهد.
به این امید که در چنین نشست هایی ضمن گرامیداشت یاد شهدای مبارزات مردم ایران و ارج نهادن به شهامت و از خود گذشتگی مردم آزادیخواه ایران در همه مناطق کشور به این امر مهم نیز پرداخته شود. امری که حزب دمکرات کردستان ایران در راستای تحقق آن تلاش می نماید. |
|
|||||||||