پیام دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان ایران به مناسبت 22 تیرماه، 21مین سالیاد ترور د. قاسملو و یارانش

 15.07.2010

مردم مبارز کردستان!

هم‏میهنان گرامی!

آزادیخواهان ایران!

ملت کرد در مسیر دستیابی به آزادی و تحقق حقوق مشروع خویش، راه دراز و پرپیچ و خمی را پیموده است و در این مسیر دشوار ده‏ها حماسه را خلق نموده و دهها تراژدی نیز برایش رخ داده است.در میان این ملت آزادیخواه، صدها و هزاران فرزند فداکار و شجاع و شایسته در کاروان مبارزه و مقاومت جانشان را نثار نموده و با نشان دادن مسیر صحیح و پرافتخار، با خون خویش درخت آزادی را آبیاری نموده‏اند. در این میان، رهبران ملی، اشخاص نخبه و شامخ نیز نیز وجود داشتند که علاوه بر اینکه خود را از صفوف مردم و مبارزه جدا نمی‏کردند، بلکه در صف مقدم ایثار و مبارزه بودند و با اندشه و انگیزه و ارده‏اشان، علیه ستم و ویرانگری برخاسته و رهبر و هادی آزادیخواهان و ملت و مردمشان گشتند.

در این میان نیز نقش و جایگاه د.قاسملوی بزرگ و فرزانه مشخص و مشهود است، به طوریکه علاوه بر رفقا و همسنگرانش، دوستان و حتی مخالفان و دشمنانش نیز اعتراف نموده‏اند که د. قاسملو تا آن اندازه شخصیتی بزرگ، هوشمند، اندیشمند و توانا بوده که همچون رهبری ملی در تاریخ ملت کرد جایگاه و تأثیرش مبرز و آشکار بوده و برگهای تاریخ مبارزاتی ملت کرد با اندیشه‏های ژرف و خلاق ایشان خلق و ثبت گشته است.

دشمنان به خوبی می‏دانستند که د.قاسملو کیست و واقف بودند که اندیشه‏های آزادیخواهی قاسملو خاری است در چشمانشان و آفتابی است برای رهروان راه آزادی، به همین دلیل در کمین نشستند و همراه با رفیق و همفکرش عبدالله قادری آذر، در 22 تیرماه 1368 خورشیدی بر سر میز به اصطلاح مذاکره، به رویش آتش گشودند و همراه و همزمان با آنها د. فاضل رسول، کرد عراقی و استاد دانشگاه نیز ترور گشت.

بعد از قبول آتش‏بس توسط رژیم تهران و بعد از مرگ خمینی، جمهوری اسلامی برای مذاکره، پیشنهادی را به حزب دمکرات ارائه می‏نماید و دفتر سیاسی حزب این مسئله را بررسی و تأیید نموده و قرار بر این شد رهبر جاوید ملتمان به همراه شهید قادری آذر آن پاسخ را به فرستادگان رژیم بدهند که متأسفانه توسط دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

دولت آن وقت اتریش که می‏بایست همچون رسالت سیاسی و انسانی، تروریستها را تحویل دادگاه بدهد، آنها را به تهران روانه نمود و به جای اجرای عدالت در پی معامله بازرگانی با رژیم جمهوری اسلامی بود که تاکنون نیز پاسخی مناسب به وجدان انسانیت نداده‏اند.

رفقا؛

آنچنانکه تاریخ نشان داد، و مبارزات افتخارآمیز د.قاسملو نیز ثابت نموده است، دشمنان ملتمان و رهبران جزم‏اندیش جمهوری اسلامی اگر چه توانستند مبارزات حق‏طلب ملت کرد را از جسم د. قاسملو بی‏نصیب نمایند، ولی با اجرای نقشه شوم خویش موفق نشدند که به تصور باطلشان برسند که با ترور نمودن د. قاسملوی رهبر و استادمان، حزب قاسملو را به زانو درآورده و مبارزات دمکراتیک خلق کرد در کردستان ایران را به اضمحلال بکشند.

دشمنان به دلیل اینکه اندیشه متحجرشان از واقعیت اجتماع و آرزوها و خواسته‏های انسان نشأت نگرفته و ایدئولوژی و حکومتشان فاقد جایگاه اجتماعی و انسانی است و بر مبنای تحریف و ریا بنا نهاده شده است به همین دلیل به صورت مداوم نیازمند به سرکوب مردم هستند و تصور می‏کردند که اندیشه و تفکر مبارزات دموکراسیخواهی و حق‏طلب ملت کرد به رهبری د.قاسملو همانند اندیشه دگم آنان بی‏اساس بوده و با حذف و از میان برداشتن رهبری، جنبش نیز از میان خواهد رفت، به همین خاطر با آن ترور شوم، لکه سیاهی را بر پیشانی رژیمشان حک نمودند.

ولی اراده‏ی مبارزاتی کادر و پیشمرگ و اعضا و دوستداران حزب دمکرات و رهبری جمعی پرورش یافته در مکتب قاسملو، که نقش د. سعید شهید در آن میان بارز و مشخص است و همچنین با پشتیبانی و حمایت مردم کردستان، اثبات گشت که اندیشه‏ی آزادی‏خواهی و حق‏طلبی و احترام به فضایل انسانی و ملی، اندیشه‏ی نشأت گرفته از بطن اجتماع و پاسخگوی نیازها و آرزوهای انسانهاست و به همین دلیل است که 21 سال بعد از ترور د. قاسملوی رهبرمان، اکنون نیز فرزندان کرد، با آن درسهای والا و انسانی که رهبر جاوید و فرزانه گفته‏اند، تربیت می‏شوند و اکنون اندیشه و باورهای د.قاسملوی جاوید و شامخ که در صفوف حزب دمکرات تئوریزه و با رفتار و عمل آنها را پراکتیزه کرده‏اند را سینه به سینه برای نسل‏های کنونی نقل نموده و در شهرها و روستاهای کردستان یاد و راه و درسهای شهید د. قاسملوی فرزانه مورد تکریم قرار می‏گیرد و اقشار و طبقات جامعه با آن سخنان گهربار سیراب می‏گردند.

هم‏میهنان آزادیخواه!

د.عبدالرحمان قاسملو همچون یک رهبر بزرگ و انقلابی همچون انسانی آزاد و باشهامت و خستگی‏ناپذیر، همچون معلم جنبشی آزادیخواهانه، دارای تئوری و اندیشه و تفکری انسانی، عمیق و وسیع و بی‏پایان بود و در مدت این 21 سال بعد از شهادتش، کمتر راجع به ایشان سخن گفته شده و سخنان بسیاری برای بحث و گفتن به نسلهای امروز و فردا باقی مانده است.

د.قاسملوی فرزانه، که در مدرسه دمکرات رشد نموده بود، در درون حزب دمکرات کردستان ایران به شهادت تاریخ، حزبی غیرمنسجم و بحران‏زده را یکپارچه ساخت و برنامه و سیاست جدید و خط‏مشی صحیح تشکیلاتی را برای آن تدوین نمود. ایشان در شرایطی حساس به معمار و تدوینگر ارگانیزاسیون حزب مبدل گشت و بعدها در سخت‏ترین شرایط مبارزه، در مواقع حساس و هنگام پیچیده‏ترین نقشه‏های دشمنان و مخالفان و در زمان وقوع بزرگ‏ترین مصیبتها، رهبری شایسته و فرهیخته بود که حزب را رهبری نموده و همزمان هم از این مسئله غافل نبود که بعد از خویش حزبی را تحویل دهد که با رفتن، یا در نبود فرد یا افرادی دچار انحلال و اضمحلال نگردد، به همین خاطر بعد از شهادت آن رهبر بزرگ، دفتر سیاسی پیامی را برای صفوف مبارزان دمکرات فرستاد که د.قاسملو و قادری آذر شهید شدند، ولی مبارزه و حزب دمکرات هنوز پابرجاست.

از لحاظ ملی نیز، د.قاسملو صاحب چنین اندیشه‏ای بود که کرد بایستی با اتکاء به نیرو و توانایی واقعی خویش و بر مبنای منافع ملی مبارزه نماید و از فاکتور خارجی به عنوان فرصت سیاسی مناسب، استفاده صحیح بنماید. البته آن اندازه وابسته به فاکتور خارجی نباشد که به ابزار دست این و آن تبدیل گردد و نه آنقدر در خود غرق گشته که از دنیای اطراف بی‏خبر باشد.

د.قاسملوی فرزانه، هم در شرایط گوناگون و هم در راستای منافع مشروع و والای ملی، سیاست را هنر ممکن دانسته و هم از مبانی ملی و مبارزه‏ی ملی ـ دمکراتیک عقب‏نشینی نکرده و معتقد بود که برای دستیابی به خواسته‏های ملتمان به نرمشی بیش از حد در سیاست، البته با رعایت و تخطی نکردن از اصول و پرنسیبها، نیاز است. دکتر جاودانه، بر این باور بود که اندیشه ملی در میان کرد نه آن اندازه توسعه یابد که ناسیونالیسم تندرو از آن بوجود آید و نه آن اندازه هم از خواستهای ملی عقب‏نشینی نماید که خواست و آرزوهای ملت را به حراج گذارد.

در سطح سراسری و در ایران بسیار واضح و مبرهن است و برای هیچ کس قابل انکار نیست که اعتقادی ژرف به دمکراسی در هر جایی از حزب، جامعه‏ی کردستان و سراسر ایران داشت و همیشه‏ می‏گفت دمکراسی برای ما پرنسیب بوده و بدون دمکراسی در ایران، کرد به هیچ یک از مطالباتش نخواهد رسید و در این راستا نیز همیشه تلاش می‏نمود که نیروهای دمکرات و مترقی ایران را گرد هم جمع نموده و همفکری و جبهه‏ای وسیع از آنان را پدید آورد. از طرفی دیگر همیشه بر کثیرالمله بودن ایران تأکید نموده و حقوق یکسان برای تمام ملتهای ایران را نیازی تاریخی برمی‏شمرد.

در عرصه‌ی جهانی نیز دکتر قاسملو شجاع و نخبه، انسانی بود که هرگز استثمار و نقض آزادیهای انسانی را قبول نمی‌کرد. بنابراین همین اساس و به دلیل موضعگیری‌هایش در چند مرحله‌ی مختلف و به دلایل متفاوت از هم، از چندین کشور تبعید گشت. همچنین برای لحظه‌ی نیز از مطرح ساختن مطالبات و خواسته‌های مشروع و انسانی ملت تحت ستمش غافل نشد و با تلاشهای پیگیرانه‌اش کوشش بسیار نمود تا مسئله‌ی کرد را به عنوان مسئله‌ای بین‌المللی مطرح سازد.

زیرا معتقد بود تا زمانی که کرد درچاچوب کشورهای منطقه محصور بماند، صدایش به هیچ جا نخواهد رسید. همچنین بر این اعتقاد بود که برای حل نهایی و تحقق آشتی و ثبات در خاورمیانه، باید مسئله‌ی کرد به صورتی دموکراتیک و عادلانه چاره‌جویی شود. مسئله‌ای که کشورهای دیگر باید یاری دهنده‌ی آن باشند و با مانع‌تراشی و معاملات بازرگانی در مقابل آن قرار نگیرند.

رفقا؛

در اینجا ضروریست که از شاگردان و رفقای وفادار شهید قاسملوی زنده‌یاد نیز یادی دوباره بنماییم کسانی که تا آخر به خط‌مشی‌اش وفادار بودند. رفیق عبدالله قادری‌آذر، عضو کمیته‌ مرکزی که همزمان و همراه با استاد بزرگمان شهید شد و خونش با خون قاسملوی رهبر به هم آمیخت. همچنین کاک سید سلام عزیزی، عضو دفتر سیاسی حزب که در موزخه‌ی 24 تیرماه 1378، پس از چند سال خدمت و فعالیت در راه آزادی ملت و میهن و همچنین جانفشانی در مکتب دمکرات و قاسملو، قلب بزرگش از طپش باز ایستاد. آنها و شهیدان سربلند به خط‌مشی و مکتبش هستند. آنان نیز همچون دکتر سعید زنده‌یاد، تا آخر بر سر عهد و پیمان خویش استوار ماندند و در راه پیروزی، جانشان را بخشیدند و حتی برای لحظه‌ای نیز از خط‌مشی دمکرات کنارنکشیدند و مشکلی برای رهروان پس از خویش شدند.

هم‌میهنان گرامی؛

اکنون پس از سپری شدن از 21 سال از فاجعه‌ی وین، که جمهوری اسلامی چنین می‌پنداشت پس از شهادت دکتر حزب دمکرات و مبارزه‌ی رهایی بخش کرد در کردستان ایران دچار استیصال خواهد شد و به زانو در‌ خواهد آمد. اما هر چند ضربه‌ای غیر قابل جبران بر این حزب و بر این ملت وارد شد، لیکن همچنان ایستاده و سرفراز و باروحیه به سوی افق پیش‌روی فردا گام می‌نهد و این جمهوری اسلامی است که هم از نظر خارجی و هم از منظر داخلی منزوی‌تر و آسیب پذیر تر می‌گردد به طوری هر روز بیشتر از پیش با بحرانهایی که خود به وجود آورده است دست به گریبان می‌‌شود.

در این اواخر چهارمین قطعنامه‌ی تحریم و مجازات‌های اقتصادی از سوی شورای امنیت ملل متحد بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و مقاماتش، بخصوص سپاه پاسداران تصویب گردید. پس از آن نیز آمریکا و اروپا تحریم‌های مضاعفی را در دستور کار قرار دادند و ژاپن و کانادا و کشورهای دیگری نیز با آمریکا و اروپا در مورد اعمال مجازاتها و تحریم‌های جدید با آنها هماهنگ شدند. همه‌ی این مجازات‌ها و قطعنامه‌ها در ارتباط با شرارتها و آشوبگری‌های جمهوری اسلامی در مورد برنامه هسته‌ایش صادر می‌شود. اگر چه رژیم سعی می‌کند این برنامه‌های اتمی را که جهت دستیبابی به سلاح اتمی است به عنوان افتخار ملی و خواست میهنی نشان دهد اما مردم ایران و ملتهای ایران سلاح اتمی نمی‌خواهند، بلکه خواستار نان، آزادی، عدالت، جدایی دین از حکومت و زندگی مسالمت‌جویانه و انسانی هستند، که رژیم همه‌ی اینها را از آنها دریغ نموده است و می‌خواهد با دستیابی به سلاح اتمی، بقاء خود را بر مردم تحمیل نماید که به دلیل این گردنکشی‌ها با مجازات، انزوا و فشارهای افزونتر روبه‌رو می‌گردد. همه‌ی اینها نیز بحران اقتصادی را در کشور دامن می‌زند و مردم فقیر بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند. سر منشاء همه‌ی این نگونبختی‌ها رژیم جمهوری اسلامی است و براین اساس هر نتیجه و سیه‌روزی دیگری در پی داشته باشد مسئولیت آن بر عهده‌ی رژیم ولایت فقیه است.

رژیم جمهوری اسلامی در عرصه‌ داخلی نیز هر روز متزلزل‌تر می‌شود. به ویژه طی یکسال گذشته با راهپیمایی‌ها و اعتراضات مردمی، بیش از پیش عدم مشروعیت و فقدان پایگاه مردمی‌اش عیان گشت و همه‌ی جهان و منطقه‌ پی‏بردند که جمهوری اسلامی در همه‌ی شعارها و تبلیغاتش تحریف و نیرنگ به کار می‏برد و اکنون تنها با تاراج سرمایه‏ها کشور و با کارگیری نیروی سرکوبگر سپاه و بسیج و مزدورانش رژیمش را نگه داشته است. حتی در درونی‌ترین لایه‌های دایره‌ی قدرتش نیز دچار فرسایش و از هم گسیختگی شده است. آنچه که طی این یکسال و در جریان جنبش اعتراضی مردم که پیامد 30 سال سرکوب رژیم بود، نمود یافت، به صورت‌های مختلفی مورد بحت قرار گرفته و حزب دمکرات نیز بدان اشاره نموده است امری که نشان می‌دهد روز به روز واقعبینی و صحت سیاست‌های این حزب بیشتر خود را نشان داده و اعتراضات مردم علیه تمامیت رژیم جمهوری اسلامی است. اما اصلاح‌طلبان حکومتی و رهبران بی‏اراده‌اشان می‌خواهند با تحریف آن در چارچوب رژیم تحدید و محصورش بسازند. برای پیروزی جنبش دموکراسیخواهی، هم برنامه‌ای شفاف و هم رهبری جمعی، دمکرات و قاطع لازم است، همچنین بایستی به طور شفاف حقوق ملتهای ایران برای مشارکت همسان در مدیریت کشور منظور و مورد تأکید قرار بگیرد.

همسنگران گرامی؛

ما به هنگام ترا‌زدیهای بزرگ گردهم می‌آییم و از آن فاجعه‌ها یاد می‌نماییم و از آنها تجربه می‌اندوزیم. به‏ویژه در سالروز مصیبت بزرگ ملتمان در 22 تیرماه که روز ترور دکتر قاسملوی زنده یاد است دو وجهه‌ی مشخص و چشمگیری برایمان دارد. از سویی با وقوع تراژدیی اینچنینی که طی آن رهبر شایسته و شامخ را از دست داده‌ایم، غمی بزرگ ما را احاطه‌ می‌کند، غصه در درونمان انباشته شده و قلب و گلویمان را می‌فشارد. اما از سویی دیگر، سربلند، سینه فراخ و پیشاهنگ می‌باشیم و با رویی سفید بدین امر افتخار می‌ورزیم که در راهی صحیح و در مکتبی مبارزاتی تعلیم دیده‌ایم و ادامه دهنده‌ی راه رهبران بزرگمان قاضی قاسملو و شرفکندی هستیم. ما به خود می‌‌بالیم که خود را شاگرد این خط‌مشی مقدس و ادامه‌ی دهنده‌ی راهشان می‌دانیم. در چنین موقعیتی و در چنین روزهای با رهبران شهید و راه و آرمانهای پر افتخارشان تجدید پیمان می‌نماییم و رژیم جنایت، اعدام، ترور وتاراج را محکوم می‌کنیم. همچنین اراده‌امان برای استمرار مبارزه‌‌ی ملی ـ دمکراتیک قویتر گام‌هایمان استوارتر خواهد شد.

پیروز باد مبارزه‌ی آزادیخواهانه در سراسر ایران

 

 

حزب دمکرات کردستان ایران

دفتر سیاسی

22 تیرماه 1389

 
اسناد
بیانیه‌ها
مقالات
پیوندها
تماس
آرشیو
کردی
آلمانی