دم خروس یا قسم حضرت عباس!؟

 03.07.2010

بعد از بیست و دوم خرداد 1388ی‌ شمسی‌ و در تمام یكسال گـذشته‌ سران جنبش سبز در عمل و گفتار نشان دادند كه‌ حكومت جمهوری‌ اسلامی‌ را در بدترین حالت (بدتر از وضع كنونی‌) بر حكومتی‌ كه‌ در آن دین از سیاست جدا باشد ترجیح می‌دهند و هم اكنون نیز اگر حكومتیان آ‌نان را به‌ حساب آ‌ورند و گوشه‌ای‌ از كارها را به‌ آ‌نان بسپارند ایرادی‌ بر آ‌ن نخواهند داشت، تجربه‌ این شناخت هم بر می‌ گردد به‌ سالهایی‌ كه‌ آنان در مصدر كار بودند و هیچ ایرادی‌ بر این رژیم نداشتند، همین تجربه‌ به‌ ما می‌گوید اگر در انتصابات سال گـذشته‌ هر كدام از آ‌قایان كروبی‌ یا موسوی‌ به‌ ریاست جمهوری‌ منتصب می‌شدند با آ‌رامش تمام وظیفةی‌ دینی‌ خود را همچون سایرین در حكومت امام زمانی‌ انجام می‌دادند و اگر صدایشان هم در می‌آ‌مد از دست آ‌زادیخواهان داخلی‌ وابسته‌ به‌ استكبار جهانی‌! بود و به‌ این ترتیب دنیا و آ‌خرت خود را بیمه‌ می‌ كردند.

پیش بردن این راهكارها از سوی‌ سران جنبش سبز و همفكران آنان امری‌ طبیعی‌ است و انتظار بیشتر از این گروه‌ جز ساده‌اندیشی‌ و خوشخیالی‌ نیست، زیرا آ‌نان بر باورهای‌ خود كه‌ صیانت از جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ هر قیمتی‌ است محكم و تزلزل ناپــذیر ایستاده‌اند و در هر مقطعی‌ علیرغم بی‌مهری‌های‌ حكومتیان، به‌ روشنی‌ تمام از این باورها دفاع كرده‌اند و گاه‌ گاهی‌ به‌ منظور پاشیدن خاك به‌ چشم مردم به‌ نعل و به‌ میخ زده‌اند و سخنی‌ از آ‌زادی‌ ‌و برابری‌ (به‌ تعبیر اسلامی‌ فقاهتی‌ آ‌ن) چاشنی‌ بیانات خود كرده‌اند و گروهی‌ به‌ ظاهر روشنفكر كه‌ از نبود آ‌زادی‌ و حضور ظلم و جفا نسبت به‌ آ‌زادیخواهان فریادشان از دست رژیم بلند است بگور آگاهانه‌ بر این سخنان و عملكرد آ‌قایان كف زده‌اند و با انواع تمجید و تحسینهای مبالغه‌ آ‌میز، دروغ و عوامفریبی‌های‌ سران اصلاحطلب را اوج و اعتلای‌ بینش و آ‌زادیخواهی‌ رقم زده‌اند تا بهتر بتوانند مفاهیم و محتوای‌ باورهای‌ واپسگرایانه‌ آنان را كه‌ در جای‌ جای‌ بیانات و عملكرد یكساله‌ آ‌نان موج می‌زند از انظار بپوشانند و همراه‌ با آ‌نان آ‌گاهانه‌ یا ناآ‌گاهانه‌ در حفظ و تقویت رژیم جمهوری‌ اسلامی‌ سهیم باشند. و این است مصیبت بزرگ جامعه‌ كنونی‌ ما.

در این رابطه هر ناظر بی‌طرف وآ‌گاهی‌ با مطالعه‌ دقیق سخنان و عملكرد سران اصلاح طلب طی‌ یكسال گـذشته‌ بارها به‌ این واقعیت تلخ تاریخ یكساله‌ ایران پی‌ خواهد برد. ما در این نوشتار می‌كوشیم، انگشت بر چند نمونه‌ بارز از این تراژدی‌ بگـذاریم و بامید آ‌نكه‌ اجازه‌ داده‌ نشود جمعی‌ با هر قصدی‌ بتوانند چاه‌ را به‌ راه‌ بقبولانند:

(ما به‌ دنبال این هستیم كه‌ قانون اساسی‌ بطور كامل عمل شود، انتخاباتی‌ سالم و آ‌زاد داشته‌ باشیم، مطبوعات و احزاب آ‌زاد باشند، دانشگاهیان آ‌زاد باشند و به‌ یك معنا كسی‌ برای‌ مردم تصمیم نگیرد.)

مصاحبه‌ كروبی‌ با روز آ‌نلاین 19 خرداد 1389

 

(احزاب، جمعیتها، انجمنهای‌ سیاسی‌ و صنفی‌ و انجمنهای‌ اسلامی‌ یا اقلیتهای‌ دینی‌ شناخته‌ شده‌ آ‌زادند، مشروط به‌ اینكه‌ استقلال، آ‌زادی‌، وحدت ملی‌، موازین اسلامی‌ و اساس جمهوری‌ اسلامی‌ را نقض نكنند ...)

قانون اساسی‌ اصل بیست و ششم

 

نشریات و مطبوعات آزادند مگر آ‌نكه‌ مخل به‌ مبانی‌ اسلام یا حقوق عمومی‌ باشد. تفصیل آ‌ن را قانون معین می‌كند.

قانون اساسی‌ اصل بیست و چهارم

 

تشخیص و تفسیر اینكه‌ كدامیك از احزاب، جمعیتها و ... شرایط تعیین شده‌ در این ماده‌ قانونی‌ را دارا است یا دارا نیست تا اجازه‌ فعالیت داشته‌ باشد و یا تعطیل شود، همچنین تشخیص و تفسیر اینكه‌ مطالب مندرج در یك نشریه‌ و یا مطبوعات (مخل به‌ مبانی‌ اسلام یا حقوق عمومی‌) هست یا نیست تا اجازه‌ انتشار یابد یا تعطیل شود بر عهده‌ شورای‌ نگهبان است.

"كلیه‌ قوانین و مقررات مدنی‌، جزائی‌، مالی‌، اقتصادی‌، اداری‌، فرهنگی‌، نظامی‌، سیاسی‌ و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی‌ باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه‌ اصول قانون اساسی‌ و قوانین و مقررات دیگر حاكم است و تشخیص این امر بر عهده‌ فقهای‌ شورای‌ نگهبان است."

قانون اساسی‌ اصل چهارم

 

شورای‌ نگهبان در این موارد ـ آ‌زادی‌ احزاب و مطبوعات ـ تا كنون به‌ وظیفه قانونی‌ خود عمل كرده‌ است. حال اگر وضع مطبوعات و احزاب در ایران مورد رچایت آ‌قای‌ كروبی‌ است كه‌ باید سپاسگزار اجرای‌ قانون باشد و راضی‌، اما اگر ناراضی‌ است ـ كه‌ از سخنانش چنین استنباط می‌شود ـ باید نتیجه‌ گرفت كه‌ با اجرای‌ قانون اساسی‌ نمیتوان انتظار آزادی‌ احزاب و مطبوعات و یا انتخاباتی‌ سالم و آ‌زاد را داشت. آنچه‌ بیشتر در این مورد قابل بحث است اینست كه‌ كسی‌ كه‌ این قانون را قبول داشته‌ باشد چگونه‌ و با چه‌ تعبیری‌ از عبارت "سالم و آ‌زاد" می‌تواند ادعا كند كه‌ با عملی‌ نمودن این قانون" انتخابات آ‌زاد و سالم" اتفاق بیافتد؟

در رابطه با انتخاب رئیس جمهور اصل یكصدو پانزدهم قانون اساسی‌ حاكیست كه‌"رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی‌ و سیاسی‌ كه‌ واجد شرایط زیر باشند انتخاب گرددد:

ایرانی‌ الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای‌ حسن سابقه‌ و امانت و تقوی‌، مومن و معتقد به‌ مبانی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران و مذهب رسمی‌ كشور."

واجدین این شرایط را نیز شورای‌ نگهبان تعیین می‌كند. آنچه‌ حاصل این قانون است عبارتست از رئیس جمهوری‌هایی‌ كه‌ تا بحال داشته‌ایم از جمله‌ آ‌قای‌ احمدی‌نژاد.

صرفنظر از مجموعه‌ای‌ از شعارهای‌ فریبكارانه‌ی‌ این گروه‌ در رابطه با آ‌زادی‌، اگر تامل دقیقتری‌ به‌ گفته‌ی‌ آ‌نان در طول یكسال گـذشته‌ بیاندازیم متوجه‌ این واقعیت خواهیم شد كه‌ جوهر فكری‌ آ‌نان در رابطه با آ‌زادی‌ و حقوق مردم تفاوتی‌ با اندیشه‌ حاكمان امروزی‌ رژیم ندارد و همگی‌ سروته‌ یك كرباسند، مشكل این آ‌قایان اینست كه‌ از دایره‌ حكومت و قدرت به‌ حاشیه‌ رانده‌ شده‌اند. برای‌ درك این واقعیت كافی‌ است به‌ چند نمونه‌ زیر توجه‌ شود:

ـ "هر حركت ساختارشكنانه‌ و خلاف قانون و گفتن حرفهایی‌ كه‌ از ما نیست، محكوم و مطرود است."

ـ "هشدار كه‌ مبادا تمامیت خواهان شما را به‌ ساختارشكنی‌ وادار نموده‌ كه‌ این امر خواست مخالفان و دشمنان حركت صلح آ‌میز شما است."

ـ " هشدار كه‌ مبادا عوامل نفوذی‌ و بیگانگان در صفوف شما رخنه‌ نموده‌ و ارزشهای‌ دینی‌ و اخلاقی‌ و ملی‌ را خدشه‌دار نمایند ."

خاتمی‌ در دیدار با شورای‌ مركزی‌ مجمع نمایندگان ادوار مجلس

 

ـ "سكولاریسم با موازین دینی‌ و فرهنگی‌ ما سازگار نیست و عامل بیگانه‌ هم می‌كوشد تا سكولاریسم را در جامعه‌ برای‌ مقابله‌ با حكومت دینی‌ رواج دهد."

خاتمی‌ در دیدار با جمعی‌ از بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی‌ پس از انتخابات

 

خاتمی‌ كه‌ دستش از قدرت كوتاه‌ است معتقد است كه‌:

گفتن حرفهایی‌ كه‌ از ما نیست محكوم و مطرود است

آ‌نانكه‌ شعارهای‌ ساختارشكنانه‌ می‌دهند عوامل نفوذی‌ بیگانه‌ هستند

ساختارشكنی‌ خواست مخالفان و دشمنان حركت صلح آ‌میز است

آ‌نانكه‌ سخن از سكولاریسم به‌ میان آ‌ورند عامل بیگانه‌اند

 

این سخنان و اتهامات را با ادعاها و اتهامات حكومتیان مقایسه‌ كنید، چه‌ تفاوتهایی‌ در ماهیت آ‌نها می‌توان سراغ داشت؟ مگر حكومتیان غیر از این باورها را بر زبان می‌آ‌ورند كه‌ حرفهایی‌ كه‌ متعلق به‌ غیر از آنها است محكوم و مطرود است و كسانی‌ كه‌ جز آنان نمی‌اندیشند عوامل نفوذی‌ بیگانه‌ و مخالفان و دشمنان هستند و روزانه‌ این اتهامات را بر سر دگراندیشان و حتی‌ جنبش سبز می‌بارانند؟

تفاوتی‌ كه‌ در این رابطه بطور آشكار می‌توان دید اینست كه‌ حكومتیان ازقدرت خود بر علیه‌ كسانی‌ كه‌ حرفهایی‌ می‌زنند كه‌ از آنها نیستند و عوامل نفوذی‌ بیگانه‌ و مخالفان و دشمنان (به‌تعبیر آ‌نان) هستند از زندانهای‌ اوین، كهریزك و ... استفاده‌ می‌كنند ولی‌ سران اصلاح طلب جنبش سبز فعلا دستشان خالی‌ است و این تصفیه‌ حسابها را برای‌ روزی‌ نگه‌ داشته‌اند كه‌ دستشان به‌ گوشه‌ای‌ از عبای‌ آ‌قای‌ خامنه‌ای‌ و ... بند شود.

در این میانه‌ وقتی‌ از آ‌قای‌ كروبی‌ می‌شنویم كه‌ "تمكین به‌ خواست ملت و به‌ رسمیت شناختن حقوق آ‌نان راه‌ خروج از بحران موجود است".

(كروبی‌ بیانیه‌ دعوت مردم به‌ شركت در اجتماعات روز 22 بهمن 1388

و آ‌نرا با سخنان احمدی‌نژاد می‌سنجیم كه‌ مخالفان خود را خس و خاشاك نامید. به‌ ناچار به‌ این نتیجه‌ می‌رسیم كه‌ ملت در نظر این آ‌قایان كسانی‌ هستند كه‌ حرفهای‌ آ‌نها تكرار می‌كنند، بقیه‌ عوامل نفوذی‌، دشمن (تو بخوان خس و خاشاك) و ... هستند. باز هم تفاوت نه‌ در عمق اندیشه‌ی‌ این دو گروه‌ ـ حكومتیان و از حكومت رانده‌ شدگان ـ نسبت به‌ مخالفانشان، كه‌ در دوری‌ و نزدیكی‌ آنان به‌ قدرت است.

آخرین نمونه‌ كه‌ در این رابطه به‌ آن اشاره‌ می‌كنم سخنان آ‌قای‌ موسوی‌ است كه‌ در بیانیه‌ هیجدهم وی‌ كه‌ "منشوری‌ برای‌ جنبش سبز" نامیده‌ شده‌ است:

"... هر فرد ایرانی‌ كه‌توسل به‌ خرد جمعی‌ توحیدی‌ را به‌ عنوان مبنای‌ تلاش برای‌ ایجاد فردای‌ بهتر برای‌ میهن خویش بپـذیرد در زمره‌ فعالان جنبش سبز به‌ شمار می‌آید"

اولا عبارت خرد جمعی‌ توحیدی‌ مجموعه‌ای‌ از مفاهیم متضاد را در بر گرفته‌ است كه‌ هیچ نوع همخوانی‌ با همدیگر ندارند تنها مگر آ‌قای‌ موسوی‌ از آ‌ن سر در بیاورد! پانیا عبارتی‌ از این آ‌شكارتر نمی‌شود بیان كرد كه‌ از نظر ایشان ـ و بقیه‌ افراد این گروه‌ ـ ایرانیانی‌ كه‌ توسل به‌ خرد جمعی‌ توحیدی‌ آ‌قای‌ موسوی‌ را مبنای‌ تلاش ... نپـذیرند در زمره‌ جنبش سبز به‌ شمار نمی‌آ‌یند. اینچنین صراحتی‌ در بیان آ‌قای‌ موسوی‌ جای‌ تقدیر است زیرا در برگیرنده‌ كلی‌ از همان باور حكومتیان است. اما جالبتر اینكه‌ انگار آ‌قای‌ موسوی‌ این بیان صریح خود را در رابطه با تایید و تاكید بر انحصار فكری‌ و در تضاد با آ‌زادی‌ و برابری‌ فراموش نموده‌ است زیرا تنها چند جمله‌ پایینتر می‌نویسد: "نقض هر گونه‌ انحصار فكری‌ رسانه‌ای‌ و سیاسی‌ در سرلوحه‌ جنبش سبز قرار دارد" یا " برقراری‌ آ‌زادی‌ ‌و برابری‌ از اهداف انكار ناپـذیر انقلاب اسلامی‌ است كه‌ جنبش سبز بر ضرورت دستیابی‌ به‌ آن تاكید دارد"

آ‌قای‌ موسوی‌ در این عبارات و مفاهیم متناقض و متضاد ضمن بیان باورهای‌ انحصار گرانه‌ و ضد آ‌زادی‌ و برابری‌ خویش می‌خواهند با خاك پاشی‌ بر چشم مردم با آ‌وردن جمله‌های‌ بعدی‌، جوهره‌ فكر عقب مانده‌ و همطراز خود با حكومتیان را لاپوشانی‌ كند، غافل از اینكه‌ علیرغم تحسین و تمجیدهای‌ چندی‌ كه‌ از این "منشور"! از طرف طرفدارن افكار آ‌قای‌ موسوی‌ از وی‌ به‌ عمل آ‌مد مردم توان تشخیص درست میان دم خروس و قسم حضرت عباس را دارند.

 

 
اسناد
بیانیه‌ها
مقالات
پیوندها
تماس
آرشیو
کردی
آلمانی